كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

708

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

مهيا سازد . سرير خلافت مصير دولتمندى بايد كه مرآت كاينات از پرتو راى جهان‌آراى او به‌سان لمعات آفتاب روشنى يابد و آتش شمشير رخشان او چون برافروزد خرمن پندار مخالفان را به شعله‌اى درهم سوزد . موافق اين مقال و مطابق اين افعال حال فرخنده مآل حضرت خلافت پناهى ميرزا سلطان ابو سعيد است كه درين سال به سعادت و اقبال عزم تسخير قلعهء سمرقند فرمود و از موكب مخالفان كه به‌سان كواكب فراوان بود آفتاب‌وار ذرّه‌اى انديشه ننمود و هنگام آن‌كه صورت سورت صيف از حدّت سيف نشان مىداد و حرارت خورشيد به آيين جمشيد اساس آتش‌پرستى مىنهاد و هوا از شدت گرما كرهء زمين را كورهء آتشين مىساخت و شمشير در نيام از حرارت حرور چون موم مىگداخت ، جوشن بر تن دليران از تاب آفتاب برمىافروخت و مرد جنگى درميان زره و خفتان مىسوخت ، در چنين وقتى ميرزا سلطان ابو سعيد كه تيغ آتشبار و مركب باد رفتار او چون مهر و سپهر جهانگشا و بىقرار بود به اتفاق ابو الخيرخان عزم تسخير سمرقند فرمود و از جانب تاشكند و خجند با لشكرى فزون از چون و چند نهضت نمود . چون صحراى ديزق بر ممر واقع بود و لشكر مظفر لوا از گرماى آن صحرا اضطراب مىنمود ، خان جمعى از مردم اوزبك را فرمود كه سنگ يده را در عمل آرند و اوزبكان به موجب فرموده عمل نمودند و آثار خاصيت آن‌كه از بدايع صنايع آفريدگار است و آن تغير هوا و ابر و برف و باران و سرماست به ظهور آوردند و دو سه روز هوا چنان متغير شد كه حجاب سحاب مانع فروغ آفتاب آمد و رعد غريدن و برق جستن گرفته و از سرما و برف و باران طوفان در جهان ظاهر گشت . بيت برق است و ابر درفشان آيينه و پيل دمان * بر نيلگون بر گستوان عاج مطرا ريخته پيل است در سرما زبون پيل هوائى بين كه چون * آتش ز كام خود برون هنگام سرما ريخته